دلتنگی های تازه
امروز هوا خیس است
امروز زمین اکنده از هواست
امروز زمین هم خیس است
امروز آسمان خیس است
چشمان من پر از آبی بیکران آسمان است
امروز چشمان من خیس است
امروز حتی اقاقی هم خیس است.
پیکر امروز در میان شاخه های پر از خار اقاقی پاره پاره است
امروز دنیا از خون گرم امروز خیس است
خنده دار ترین قصه امروز
مرگ امروز در میان شاخه های اقاقی هاست
امروز دلم تنگ امروز است
امروز اگر دستانم رها شوند تمام رج های ثانیه های امروز را مینویسند
امروز دستانم دلتنگ امروزند.
امروز هیچ ندارم جز امروز
دیگر نمیخواهم پنجه در خاک افکنم.
نوشتن هم مرا التیام نمیدهد.
دیگر نوشتن هم بس است
2
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط داود
|
شروعی دوباره
سلام
راستشو بخواین من بعد از یکی دوتا پست پس وبلاگم یادم رفته بود.
حالا دوباره برگشتم.
قول میدم مرتب آپدیت کنم.
از دوستانی که درخواست تبادل لینک کردن تشکر میکنم که منو لایق دونستن . حتما ترتیب اثر میدم.
از بقیه دوستان هم که به یاد من بودند ممنونم.
داود
2
نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط داود
|